با 2000 تومان پروکسی ساکس 1 ماهه داشته باشید
ابتدا به suksvpn@yahoo.com ایمیل دهید در اولین فرصت جواب خواهم داد
و شما صاحب یک ساکس خواهید شد
بازدید : 76 مرتبه
تاريخ : 22 بهمن 1390
لوسی- 50 روز اول - میشل فیلیپاتس
میشل فیلپاتس هر روز در کنار مردی از خواب بیدار می شد و این مرد هر روز مجبور بود که او را قانع کند که آنها زن و شوهرند. هروقت او شک داشت او آلبوم عکسهایشان را میآورد و عکسهای عروسیشان مروبط به 13 سال پیش را بهش نشان میداد. فقط دراین حالت بود که خانم فیلیپاتس که مبتلا به فراموشی بود متقاعد میشد که مردی که با او هم کلام شده است یعنی یان شوهرش است و حرفهایی که زده واقعیت دارد. چنین وضعیتی برای بانوی 47 ساله در اثر آسیب های مغزی که در پی تصادف میان دو جاده اتفاق افتاد ایجاد شد. او میتواند هر واقعه ای بعد از سال 1994 را به یاد بیاورد اما حوادثی که قبل از آن تصادف روی داد را کاملا فراموش کرده است. سال 2004 این اتفاق در فیلم 50 روز اول با بازی آدام سنلدر نمایش داده شد. آدام سنلدر میکوشد که عشقش را به درو باریمور که بعد از یک سانحه اتوموبیل خاطراتش را فراموش کرده نشان دهد.
زورو (ماسک زورو)- جائوکوئین موریتا
زورو هویت مخفی دان دیگو د لا وگا است، نجیب زاده ای که در منطقه مستعمراتی اسپانیایی کالیفرنیا زندگی میکند. او قانونشکن سرکشی با ماسک سیاه است که از مردم سرزمینش در برابر مقامات رسمی ستمگر و بیگانگان دیگر دفاع میکند. جائوکوئین موریتا، که رابین هود ال دورادو نیز نامیده شده است، شمایل نیمه افسانهای کالیفرنیا در زمان مهاجرت مردم در دهه 1850 بود. او همچنین راهزن بدنام یا وطن پرست مکزیکی بود که بر عقایدش پافشاری میکرد. شخصیت افسانهای فیلم زورو تاحدی از موریتا اقتباس شده است. اسم او به خاطر فعالیتهای سیاسی اش تبدیل به سمبل مقاومت در برابر سلطه فرهنگی و اقتصادی انگلیسی- آمریکایی در کالیفرنیا شد. درحقیقت این همان شخصیتی است که با اسم معروفش در فیلم ماسک زورو ظاهر میشود. در این فیلم بعد از مرگ جائوکوئین، برادر (افسانه ای اش) آلخاندرو (آنتونیو باندراس) زوروی جدید میشود و بعدها به قصد انتقام کاپیتان لاو را میکشد.
ویکتور ناورسکی (ترمینال)- مهران ناصری
ترمینال فیلمی تاثیرگذار با بازی تام هنکس، قربانی دنیای مردن است. این مرد میتواند ماهها در یک فرودگاه زندگی کند، اما درواقع این فیلم با الهام از روی زندگی واقعی مردی ساخته شد که در ترمینال فرودگاه شارل دو گل پاریس زندگی میکرد. داستان زندگی مهران ناصری با نام مستعار «آقای آلفرد» برای کسانی که در فرودگاه کار میکنند شناخته شده است. او مهاجری بدون وطن متولد ایران بود که خودش نمیخواست ملیت هیچ جایی را داشته باشد. درحالیکه ادعا میکرد یکی از والدینش انگلیسی هستند او سال 1986 تلاش کرد مقیم انگلیس شود، اما سال 1988 وقتی قصد عزیمت داشت کیف حاوی مدارک و پاسپورتش در پاریس دزدیده شد. علیرغم این اتفاق باز هم ترتیب پرواز به لندن را داد، اما وقتی نتوانست پاسپورت خود را برای مهاجرت به انگلیس نشان دهد فورا به فرانسه بازگردانده شد. او ابتدا در فرانسه بازداشت شد، اما به این دلیل که ورودش به فرودگاه فرانسه غیر قانونی نبوده و او هیچ کشوری به عنوان زادگاه نداشت که به آنجا بازگردانده شود آزاد شد. یک نیمکت قرمز رنگ در کنار یک فروشگاه سفری برای 18 ماه خانه او بود. استیون اسپیلبرگ کارگردان فیلم برای ساختن فیلمش فرودگاه را به نیویورک منتقل کرد و ملیت شخصیت تام هنکس را اروپای شرقی درنظر گرفت، اما هیچ شکی نیست که فیلم بر اساس این داستان ساخته شد. جولای 2006 وقتیکه ناصری در بیمارستان بستری شد و به دلیل بدون اثاثیه ماندن امکان زندگی در فرودگاه را نداشت، به زندگیاش در فرودگاه پایان داد.
هانا اشمیت (کتابخوان)- الزی کوخ
شخصیت کیت وینسلت در فیلم کتابخوان براساس زندگی یکی از بدنام ترین جنایتکاران جنگی رایش سوم شکل گرفت. زندگی الزی کوخ یکی از محافظین بازداشتگاه زندانیان با لقب «فاحشه بوچنوالد»، به طرز قابل توجهی به هانا اشمیت شباهت دارد، یعنی همان نقشی که کیت وینسلت در فیلم اسکاری کتابخوان بازی کرد. *** مثل اشمیت سابقه زیاد خوبی نداشت. او سال 1936 با کارل کوخ دوست صمیمی آدولف هیتلر ازدواج کرد و سال بعد وقتی شوهرش افسر فرمانده اردوگاه بوچنوالد شد با او همراهی کرد. او درنقش ناظر محافظین زن اردوگاه، زندانیان را کتک زده و شلاق میزد. شاهدین میگفتند که او زندانیان را مجبور میکرد که به یک زندانی دیگر تجاوز کنند و عاقبت به خاطر وحشیگریاش توسط روسای نازی تنبیه شد. کوخ هم مثل اشمیت بعد از اینکه به خاطر جنایتهایی که در اردوگاه زندانیان مرتکب شده بود به زندگی در زندان محکوم شد، خودکشی کرد. قبل از خودکشی دوباره به پسر نامشروعش که تنها همان اواخر هویت مادرش و جنایتهای او را کشف کرده بود، پیوست. او شعرهایی نوشت و آنها را به زندان برای مادرش فرستاد. در فیلم به طرز موثری اشمیت دوباره به مایکل برگ پیوست، عاشق پیشه قدیمی که وقتی در یک محاکمه جنایات جنگی شرکت میکرد با دیدن او در جایگاه متهم شوکه شد. بعد از محکومش شدنش او کتابهای ضبط شده در نوار را برای هانا به زندان فرستاد تا گوش دهد. الزی همچنین به داشتن روابط با زندانیان و عشقبازی با آنها متهم شد، درحالیکه هانا از سوی زندانیان اردوگاه مورد اتهام قرار گرفت که با زندانیان زن خاص روابط جنسی داشته است.
رایمون بابیت (مرد بارانی)- کیم پیک
کیم پیک مردی است که شخصیت داستین هافمن در فیلم مرد بارانی از او الهام گرفته شده است. او بعد از ملاقاتش با باری مورو نمایشنامه نویس زندگیاش در معرض توجه قرار گرفت، باری مورو از پیک برای خلق شخصیت رایموند بابیت با بازی بازیگر برنده اسکار یعنی داستین هافمن استفاده کرد. اگرچه او از پیک الهام گرفته بود، اما او با بیماری اوتیسم ترسیم شد. بعد از موفقیت فیلم در سال 1988 پیک 21 روز وقت صرف کرد تا بیش از 64 میلیون نفر از مردم سراسر جهان را درمورد توانایی های ذهنیاش متقاعد کند. پیک که قادر بود نزدیک 98 درصد از چیزهایی که خوانده، شنیده و تماشا کرده بود را حفظ کند (متوسط این میزان برای هر فردی رقم 45 درصد است) از 16 سالگی میتوانست کتابها را بخواند و به خاطر بسپارد همانطوریکه 9000 کتاب را به حافظه اش سپرده بود.
نورمن بیتس (روانی)- اد گوین
نورمن بیتس هتل دار از نظر روانی فرد آشفته ای است که درمورد مادر مرده اش توهماتی درسر دارد، او فکر میکند جسد مادرش که او را در زیرزمین نگه میدارد قصد دارد مهمانان هتل را بکشد. او زمانی که مرکتب قتل میشد شخصیت دوگانه ای داشت و لباسهایی شبیه به مادرش میپوشید. جوزف استفانو نمایشنامه این فیلم را از رمانی با همین نام نوشته رابرت پلاچ اقتباس کرد. رمان بلاچ که سال 1959 نوشته شد به طرز قابل ملاحظه ای برپایه زندگی واقعی افسانهای قاتل سریالی روانی اهل ویسکونسین به نام ادوارد گوین بود. این فرد در سال 1957 به دلیل دو فقره قتل و سپس کشف شدن تعداد زیادی جسد زن که در خانه اش دفن شده بود دستگیر شد. این زنان او را به یاد مادرش میانداختند. او پوست اجساد را میکند تا با آنها آباژور، جوراب و «لباس زنانه» درست کند به امید اینکه تبدیل به زن شود. این قاتل دیوانه شناخته شد و بقیه عمرش را در بیمارستان بیماران روانی گذراند.
لارل هدیر (زن گربه ای)- Heather Bird
نظریه ای وجود دارد که می گوید شخصیت فرد شریر این فیلم (لارل هدیر با نقش آفرینی شارون استون) برپایه زندگی واقعی Heather Bird وکیل مدافع/ موسس شرکت anti-aging بود. زمانی که کارگردان فرانسوی پیتوف فیلم «زن گربه ای» را نمایش داد، Heather Bird با معرفی یک کرم ضد پیری انقلابی جدید درحال تولید عنوانی در اروپا بود. کرم ضد پیری انقلابی جدید لارل هدیر افسانه ای عنصر اصلی فیلم «زن گربه ای» است. پیش از فیلمبرداری، فیلمنامه نویس داستان فیلم را تحت عنوان «زیبایی آونال» را به شرکت لوازم آرایشی ارجاع داد. آونال « Avenal» میتواند بازی با کلمات « Aves» باشد، کلمه علمی و لاتین که برای «پرندگان» (birds) استفاده میشود، ارجاع ماهرانه ای به اسم Heather Bird. وقتیکه عملا فیلم ساخته شد، اسم شرکت به Hedare Beauty تغییر نام داد. زندگی واقعی Heather Bird درمورد زن شریر شیطانی نیست. اما او جدا از پیشرفتشان در مقطع تکنولوژیهای ضدپیری ویژگیهای مشترکی با شخصیت شارون استون دارد. هردو زنان بلوند زیبایی هستند. هر دواهل شهر «دریاچه نمک» هستند. Heather Bird در شهر «دریاچه نمک» به دنیا آمد و بزرگ شد. لارل هدیر در آنجا زندگی کرد و حداقل در بخشی از طراحی صحنه فیلم «زن گربه ای» شعبه اصلی شرکت در شهر «دریاچه نمک» بود.
راکی بالبوآ (راکی)- چاک وپنر
چاک وپنر یک مبارز باشگاه جنگ و ....که هیچ وقت موقعیت مناسبی نصیبش نشده بود تا اینکه سال 1975 ضربه خودش را د ر مبارزه حواله سنگین وزن ترین قهرمان جهان یعنی محد علی کرد. این مبارزه به هیچ وجه به عنوان مبارزه ای جدی مورد توجه قرار نگرفت. اما درزمانیکه مبارزه در حال پیشرفت بود، این معجزه به وقوع پیوست. در راند نهم، وپنر مشتی به قفسه سینه علی کوبید و علی مغلوب شد. وپنر به گوشه زمینش رفته و به مدیرش گفت: «هی من او را شکست دادم» مدیرش جواب داد: «بله مثل اینکه واقعا عصبانی شده!».. مردم هم حسابی گیج شده بودند. وپنر بالاخره در راند آخر و پانزدهم که اغلب مسابقات تا این راند طول میکشید، او را شکست داد. سیلوستر استالونه این مسابقه را در خانه و از تلویزیون تماشا کرد و تحت تاثیر آن فیلمنامه راکی را با اقتباس از مبارزه جسورانه وپنر نوشت.
امیلی رز (جن گیری امیلی رز)- آنلیز میشل
در این فیلم یک کشیش در تلاش برای بررسی مرگ زن جوانی به نام امیلی رز است که رویش عملیات جنگیری را انجام داده بود. این فیلم از یک دختر 16 ساله آلمانی به نام آنلیز میشل در سال 1938 که علائم جن زدگی در او شروع به پیدا شدن کرده بود الهام گرفته شده است. او برای سالها از بیماری فلج، گرسنگی شدید، مشکل دید و استمناء رنج برد تا سال 1975 که دو کشیش شروع به اجرای مراسم جن گیری کردند که آنها اعتقاد داشتند متشکل از چندین شیطان هستند. این عملیات بیش از 10 ماه طول کشید. در آن زمان آنِلیز به ندرت غذا میخورد و بالاخره در جولای 1976 از شدت سوءتغذیه درگذشت. سپس والدین او و دو کشیش به اتهام قتل غیرعمد 6 ماه را در زندان گذارندند.
کراستی دلقک
Herschel Shmoikel Pinchas Yerucham Krustofski که بیشتر به اسم تلویزیونی اش کلاستی دلقک مشهور است، دلقک غرغرو و سیگاری معتاد به معما در برنامه تلویزیونی مهمان بارت و لیزا است. شخصیت کراستی تا اندازه ای از زندگی واقعی دلقت « Rusty Nails» الهام گرفته شده است. همان شخصیتی که مت گرونینگ در زمان کودکیاش نگاه میکرده. جیم آلن (متولد 1928 یا 1929) فردی بوده که کاراکتر دلقک در Rusty Nails از آن الهام گرفته شده است. این برنامه زمان خودش یکی از طولانیترین برنامه کودک در پورتلند در شبکه KPTV بود.
میشل فیلپاتس هر روز در کنار مردی از خواب بیدار می شد و این مرد هر روز مجبور بود که او را قانع کند که آنها زن و شوهرند. هروقت او شک داشت او آلبوم عکسهایشان را میآورد و عکسهای عروسیشان مروبط به 13 سال پیش را بهش نشان میداد. فقط دراین حالت بود که خانم فیلیپاتس که مبتلا به فراموشی بود متقاعد میشد که مردی که با او هم کلام شده است یعنی یان شوهرش است و حرفهایی که زده واقعیت دارد. چنین وضعیتی برای بانوی 47 ساله در اثر آسیب های مغزی که در پی تصادف میان دو جاده اتفاق افتاد ایجاد شد. او میتواند هر واقعه ای بعد از سال 1994 را به یاد بیاورد اما حوادثی که قبل از آن تصادف روی داد را کاملا فراموش کرده است. سال 2004 این اتفاق در فیلم 50 روز اول با بازی آدام سنلدر نمایش داده شد. آدام سنلدر میکوشد که عشقش را به درو باریمور که بعد از یک سانحه اتوموبیل خاطراتش را فراموش کرده نشان دهد.
زورو (ماسک زورو)- جائوکوئین موریتا
زورو هویت مخفی دان دیگو د لا وگا است، نجیب زاده ای که در منطقه مستعمراتی اسپانیایی کالیفرنیا زندگی میکند. او قانونشکن سرکشی با ماسک سیاه است که از مردم سرزمینش در برابر مقامات رسمی ستمگر و بیگانگان دیگر دفاع میکند. جائوکوئین موریتا، که رابین هود ال دورادو نیز نامیده شده است، شمایل نیمه افسانهای کالیفرنیا در زمان مهاجرت مردم در دهه 1850 بود. او همچنین راهزن بدنام یا وطن پرست مکزیکی بود که بر عقایدش پافشاری میکرد. شخصیت افسانهای فیلم زورو تاحدی از موریتا اقتباس شده است. اسم او به خاطر فعالیتهای سیاسی اش تبدیل به سمبل مقاومت در برابر سلطه فرهنگی و اقتصادی انگلیسی- آمریکایی در کالیفرنیا شد. درحقیقت این همان شخصیتی است که با اسم معروفش در فیلم ماسک زورو ظاهر میشود. در این فیلم بعد از مرگ جائوکوئین، برادر (افسانه ای اش) آلخاندرو (آنتونیو باندراس) زوروی جدید میشود و بعدها به قصد انتقام کاپیتان لاو را میکشد.
ویکتور ناورسکی (ترمینال)- مهران ناصری
ترمینال فیلمی تاثیرگذار با بازی تام هنکس، قربانی دنیای مردن است. این مرد میتواند ماهها در یک فرودگاه زندگی کند، اما درواقع این فیلم با الهام از روی زندگی واقعی مردی ساخته شد که در ترمینال فرودگاه شارل دو گل پاریس زندگی میکرد. داستان زندگی مهران ناصری با نام مستعار «آقای آلفرد» برای کسانی که در فرودگاه کار میکنند شناخته شده است. او مهاجری بدون وطن متولد ایران بود که خودش نمیخواست ملیت هیچ جایی را داشته باشد. درحالیکه ادعا میکرد یکی از والدینش انگلیسی هستند او سال 1986 تلاش کرد مقیم انگلیس شود، اما سال 1988 وقتی قصد عزیمت داشت کیف حاوی مدارک و پاسپورتش در پاریس دزدیده شد. علیرغم این اتفاق باز هم ترتیب پرواز به لندن را داد، اما وقتی نتوانست پاسپورت خود را برای مهاجرت به انگلیس نشان دهد فورا به فرانسه بازگردانده شد. او ابتدا در فرانسه بازداشت شد، اما به این دلیل که ورودش به فرودگاه فرانسه غیر قانونی نبوده و او هیچ کشوری به عنوان زادگاه نداشت که به آنجا بازگردانده شود آزاد شد. یک نیمکت قرمز رنگ در کنار یک فروشگاه سفری برای 18 ماه خانه او بود. استیون اسپیلبرگ کارگردان فیلم برای ساختن فیلمش فرودگاه را به نیویورک منتقل کرد و ملیت شخصیت تام هنکس را اروپای شرقی درنظر گرفت، اما هیچ شکی نیست که فیلم بر اساس این داستان ساخته شد. جولای 2006 وقتیکه ناصری در بیمارستان بستری شد و به دلیل بدون اثاثیه ماندن امکان زندگی در فرودگاه را نداشت، به زندگیاش در فرودگاه پایان داد.
هانا اشمیت (کتابخوان)- الزی کوخ
شخصیت کیت وینسلت در فیلم کتابخوان براساس زندگی یکی از بدنام ترین جنایتکاران جنگی رایش سوم شکل گرفت. زندگی الزی کوخ یکی از محافظین بازداشتگاه زندانیان با لقب «فاحشه بوچنوالد»، به طرز قابل توجهی به هانا اشمیت شباهت دارد، یعنی همان نقشی که کیت وینسلت در فیلم اسکاری کتابخوان بازی کرد. *** مثل اشمیت سابقه زیاد خوبی نداشت. او سال 1936 با کارل کوخ دوست صمیمی آدولف هیتلر ازدواج کرد و سال بعد وقتی شوهرش افسر فرمانده اردوگاه بوچنوالد شد با او همراهی کرد. او درنقش ناظر محافظین زن اردوگاه، زندانیان را کتک زده و شلاق میزد. شاهدین میگفتند که او زندانیان را مجبور میکرد که به یک زندانی دیگر تجاوز کنند و عاقبت به خاطر وحشیگریاش توسط روسای نازی تنبیه شد. کوخ هم مثل اشمیت بعد از اینکه به خاطر جنایتهایی که در اردوگاه زندانیان مرتکب شده بود به زندگی در زندان محکوم شد، خودکشی کرد. قبل از خودکشی دوباره به پسر نامشروعش که تنها همان اواخر هویت مادرش و جنایتهای او را کشف کرده بود، پیوست. او شعرهایی نوشت و آنها را به زندان برای مادرش فرستاد. در فیلم به طرز موثری اشمیت دوباره به مایکل برگ پیوست، عاشق پیشه قدیمی که وقتی در یک محاکمه جنایات جنگی شرکت میکرد با دیدن او در جایگاه متهم شوکه شد. بعد از محکومش شدنش او کتابهای ضبط شده در نوار را برای هانا به زندان فرستاد تا گوش دهد. الزی همچنین به داشتن روابط با زندانیان و عشقبازی با آنها متهم شد، درحالیکه هانا از سوی زندانیان اردوگاه مورد اتهام قرار گرفت که با زندانیان زن خاص روابط جنسی داشته است.
رایمون بابیت (مرد بارانی)- کیم پیک
کیم پیک مردی است که شخصیت داستین هافمن در فیلم مرد بارانی از او الهام گرفته شده است. او بعد از ملاقاتش با باری مورو نمایشنامه نویس زندگیاش در معرض توجه قرار گرفت، باری مورو از پیک برای خلق شخصیت رایموند بابیت با بازی بازیگر برنده اسکار یعنی داستین هافمن استفاده کرد. اگرچه او از پیک الهام گرفته بود، اما او با بیماری اوتیسم ترسیم شد. بعد از موفقیت فیلم در سال 1988 پیک 21 روز وقت صرف کرد تا بیش از 64 میلیون نفر از مردم سراسر جهان را درمورد توانایی های ذهنیاش متقاعد کند. پیک که قادر بود نزدیک 98 درصد از چیزهایی که خوانده، شنیده و تماشا کرده بود را حفظ کند (متوسط این میزان برای هر فردی رقم 45 درصد است) از 16 سالگی میتوانست کتابها را بخواند و به خاطر بسپارد همانطوریکه 9000 کتاب را به حافظه اش سپرده بود.
نورمن بیتس (روانی)- اد گوین
نورمن بیتس هتل دار از نظر روانی فرد آشفته ای است که درمورد مادر مرده اش توهماتی درسر دارد، او فکر میکند جسد مادرش که او را در زیرزمین نگه میدارد قصد دارد مهمانان هتل را بکشد. او زمانی که مرکتب قتل میشد شخصیت دوگانه ای داشت و لباسهایی شبیه به مادرش میپوشید. جوزف استفانو نمایشنامه این فیلم را از رمانی با همین نام نوشته رابرت پلاچ اقتباس کرد. رمان بلاچ که سال 1959 نوشته شد به طرز قابل ملاحظه ای برپایه زندگی واقعی افسانهای قاتل سریالی روانی اهل ویسکونسین به نام ادوارد گوین بود. این فرد در سال 1957 به دلیل دو فقره قتل و سپس کشف شدن تعداد زیادی جسد زن که در خانه اش دفن شده بود دستگیر شد. این زنان او را به یاد مادرش میانداختند. او پوست اجساد را میکند تا با آنها آباژور، جوراب و «لباس زنانه» درست کند به امید اینکه تبدیل به زن شود. این قاتل دیوانه شناخته شد و بقیه عمرش را در بیمارستان بیماران روانی گذراند.
لارل هدیر (زن گربه ای)- Heather Bird
نظریه ای وجود دارد که می گوید شخصیت فرد شریر این فیلم (لارل هدیر با نقش آفرینی شارون استون) برپایه زندگی واقعی Heather Bird وکیل مدافع/ موسس شرکت anti-aging بود. زمانی که کارگردان فرانسوی پیتوف فیلم «زن گربه ای» را نمایش داد، Heather Bird با معرفی یک کرم ضد پیری انقلابی جدید درحال تولید عنوانی در اروپا بود. کرم ضد پیری انقلابی جدید لارل هدیر افسانه ای عنصر اصلی فیلم «زن گربه ای» است. پیش از فیلمبرداری، فیلمنامه نویس داستان فیلم را تحت عنوان «زیبایی آونال» را به شرکت لوازم آرایشی ارجاع داد. آونال « Avenal» میتواند بازی با کلمات « Aves» باشد، کلمه علمی و لاتین که برای «پرندگان» (birds) استفاده میشود، ارجاع ماهرانه ای به اسم Heather Bird. وقتیکه عملا فیلم ساخته شد، اسم شرکت به Hedare Beauty تغییر نام داد. زندگی واقعی Heather Bird درمورد زن شریر شیطانی نیست. اما او جدا از پیشرفتشان در مقطع تکنولوژیهای ضدپیری ویژگیهای مشترکی با شخصیت شارون استون دارد. هردو زنان بلوند زیبایی هستند. هر دواهل شهر «دریاچه نمک» هستند. Heather Bird در شهر «دریاچه نمک» به دنیا آمد و بزرگ شد. لارل هدیر در آنجا زندگی کرد و حداقل در بخشی از طراحی صحنه فیلم «زن گربه ای» شعبه اصلی شرکت در شهر «دریاچه نمک» بود.
راکی بالبوآ (راکی)- چاک وپنر
چاک وپنر یک مبارز باشگاه جنگ و ....که هیچ وقت موقعیت مناسبی نصیبش نشده بود تا اینکه سال 1975 ضربه خودش را د ر مبارزه حواله سنگین وزن ترین قهرمان جهان یعنی محد علی کرد. این مبارزه به هیچ وجه به عنوان مبارزه ای جدی مورد توجه قرار نگرفت. اما درزمانیکه مبارزه در حال پیشرفت بود، این معجزه به وقوع پیوست. در راند نهم، وپنر مشتی به قفسه سینه علی کوبید و علی مغلوب شد. وپنر به گوشه زمینش رفته و به مدیرش گفت: «هی من او را شکست دادم» مدیرش جواب داد: «بله مثل اینکه واقعا عصبانی شده!».. مردم هم حسابی گیج شده بودند. وپنر بالاخره در راند آخر و پانزدهم که اغلب مسابقات تا این راند طول میکشید، او را شکست داد. سیلوستر استالونه این مسابقه را در خانه و از تلویزیون تماشا کرد و تحت تاثیر آن فیلمنامه راکی را با اقتباس از مبارزه جسورانه وپنر نوشت.
امیلی رز (جن گیری امیلی رز)- آنلیز میشل
در این فیلم یک کشیش در تلاش برای بررسی مرگ زن جوانی به نام امیلی رز است که رویش عملیات جنگیری را انجام داده بود. این فیلم از یک دختر 16 ساله آلمانی به نام آنلیز میشل در سال 1938 که علائم جن زدگی در او شروع به پیدا شدن کرده بود الهام گرفته شده است. او برای سالها از بیماری فلج، گرسنگی شدید، مشکل دید و استمناء رنج برد تا سال 1975 که دو کشیش شروع به اجرای مراسم جن گیری کردند که آنها اعتقاد داشتند متشکل از چندین شیطان هستند. این عملیات بیش از 10 ماه طول کشید. در آن زمان آنِلیز به ندرت غذا میخورد و بالاخره در جولای 1976 از شدت سوءتغذیه درگذشت. سپس والدین او و دو کشیش به اتهام قتل غیرعمد 6 ماه را در زندان گذارندند.
کراستی دلقک
Herschel Shmoikel Pinchas Yerucham Krustofski که بیشتر به اسم تلویزیونی اش کلاستی دلقک مشهور است، دلقک غرغرو و سیگاری معتاد به معما در برنامه تلویزیونی مهمان بارت و لیزا است. شخصیت کراستی تا اندازه ای از زندگی واقعی دلقت « Rusty Nails» الهام گرفته شده است. همان شخصیتی که مت گرونینگ در زمان کودکیاش نگاه میکرده. جیم آلن (متولد 1928 یا 1929) فردی بوده که کاراکتر دلقک در Rusty Nails از آن الهام گرفته شده است. این برنامه زمان خودش یکی از طولانیترین برنامه کودک در پورتلند در شبکه KPTV بود.
بازدید : 83 مرتبه
تاريخ : 23 بهمن 1390
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:
۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف)صبح، ب) عصر و غروب، ج ) شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند، ب) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم، ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د ) آهسته و سربه زیر، ه) خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید، ب) دستها را در هم قلاب مى کنید، ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید، د ) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید، و ه) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مى کنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف) زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم، ب) چهارزانو، ج ) پاى صاف و دراز به بیرون، د ) یک پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب ) خنده، اما نه بلند، ج ) با پوزخند کوچک، د ) لبخند بزرگ، ه) لبخند کوچک
۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب ) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج ) در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب ) بسختى ناراحت مى شوید
ج) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف) قرمز یا نارنجى
ب) سیاه
ج) زرد یا آبى کمرنگ
د) سبز
ه) آبى تیره یا ارغوانى
و) سفید
ز) قهوه اى، خاکسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف) به پشت
ب) روى شکم (دمر)
ج) به پهلو و کمى خم و دایره اى
د) سر بر روى یک دست
ه) سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف) از جایى مى افتید.
ب) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه) اصلاً خواب نمى بینید.
و) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید.
سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)
سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
جواب تست:تست روانشناسی شخصیت جدید
اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویندکاش من جاى تو بودم!! اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.
* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف)صبح، ب) عصر و غروب، ج ) شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند، ب) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم، ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د ) آهسته و سربه زیر، ه) خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید، ب) دستها را در هم قلاب مى کنید، ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید، د ) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید، و ه) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مى کنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف) زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم، ب) چهارزانو، ج ) پاى صاف و دراز به بیرون، د ) یک پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب ) خنده، اما نه بلند، ج ) با پوزخند کوچک، د ) لبخند بزرگ، ه) لبخند کوچک
۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب ) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج ) در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب ) بسختى ناراحت مى شوید
ج) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف) قرمز یا نارنجى
ب) سیاه
ج) زرد یا آبى کمرنگ
د) سبز
ه) آبى تیره یا ارغوانى
و) سفید
ز) قهوه اى، خاکسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف) به پشت
ب) روى شکم (دمر)
ج) به پهلو و کمى خم و دایره اى
د) سر بر روى یک دست
ه) سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف) از جایى مى افتید.
ب) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه) اصلاً خواب نمى بینید.
و) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید.
سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)
سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
جواب تست:تست روانشناسی شخصیت جدید
اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویندکاش من جاى تو بودم!! اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.
* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
بازدید : 73 مرتبه
تاريخ : 25 بهمن 1390
روانشناسی شخصیت در خانواده دو فرزندی !
دو پسر در خانواده مرفه
تربیت و شخصیت دو پسر بستگی به فرهنگ حاكم بر خانواده داردكه به كدام سو گرایش دارند . اگر فرهنگ خانواده كاملاً مادی باشد ، آن دو پسر هم به سوی مادیات گرایش می یابند . در عین حال چون پسر بزرگ بیشتر مورد توجه است و روی او اعتبار بیشتری باز شده است حالت اقتدار بیشتری دارد ، مسئولیت پذیر و كاری است و در انجام كارها ساعی است و از خود تنبلی نشان نمی دهد .
در حالی كه دومی تا حدودی تنبل است و از اقتدار كمتری برخوردار است . از سوی دیگر به دلیل وجود امكانات ، این بچه ها با هم درگیر نشده و كاری به كار هم ندارند .
دو پسر در خانواده فقیر و معمولی
پسر اول مدام نظارت پدر را بر خود احساس می كند . او دائم از سوی پدر و مادر تحت كنترل است . از این رو كوچكترین عمل او زیر ذره بین برده شده و مورد نقد و بررسی است . و با شدت با آن برخورد می شود . پسر اول معمولاً* احساس دوگانه ای در خود دارد . از یك سو مدام به او تذكر می دهند كه بزرگتر است ، باید گذشت كند ، رفتار بزرگترها را داشته باشد حتّی رفتارهای بچه گانه را انجام ندهد ، از سوی دیگر مدام در حال امر و نهی شدن است . در حالی كه در مقایسه با پسر دوم راحت تر و آزادتر است . معمولاً پسر بزرگتر رفتارهای پدر را تقلید كرده و همان روش را برسر برادر كوچك انتقال می دهد .
یك نكته هم در مورد فرزند بزرگ پسر آن است كه پس از ازدواج علاقه دارد ، در رابطه با همسر خود در برخی موارد حالت كودكانه یافته و همسر ش نقش مادری را هم ایفاء كند.
معمولاً پسر دوم بیشتر سركوفت می شود در نتیجه اراده ای ضعیف تر دارد ، پسر اول حالت حاكمیت و آمریت دارد . به این جهت روحیه رهبری در او قوی است ، به عكس در پسر دوم كه حالت رهبری كمتر و آرام تر است .
اگر پدر و مادر به بچه اول بیشتر از بچه دوم توجه كنند ، دومی آرام و خمود می شود ، حتی ممكن است احساس افسردگی داشته باشد. زیرا تصور می كند وجود او اهمیت چندانی در خانه ندارد و كسی به او اعتنا و توجهی ندارد ،*لذا تمایل به گوشه نشینی و انزوا می یابد .
حال به عكس اگر در خانواده توجه كمتر به پسر بزرگتر باشد . پسر دوم شرور ، تهاجمی و بی تربیت می شود ، زیرا پدر و مادر به دلیل توجه بیش از حد به او ، او را لوس و بی مسئولیت بار می آورند . این فرد در زندگی عملی خود هم فاقد پشتكار و انضباط است و پس از ازدواج این موضوع را به خانواده خود نیز تسری خواهد داد .
دختر – پسر
اگر فرزند اول دختر و فرزند دوم پسر باشد . حالت حاكم بر روابط خواهر و برادر بر محور لجبازی است ، چون معمولاً پسرها مورد توجه زیاد والدین هستند ( در مقایسه با دخترها) از سوی دیگر دختر بزرگ ناچار است كارهای خانه را هم انجام دهد ، اما توجه و پاداش ها به طرف پسر كوچك تر منتقل می شود . این مسأله هم سبب برخورد رقابت آمیز برادر و خواهر و توسعه لج بازی میان آنها می شود . این رابطه به صورت مداوم تكرار شده و ادامه می یابد . در این وضع هر دو در صدد اعمال سلطه هستند ،* لچ بازی سبب می شود ، آنها حالت یكدندگی یافته و در همه خواستهای خویش بدون توجه به دیگری پافشاری كنند .
پسر – دختر
در صورتیكه در میان خانواده دو فرزندی ، فرزند اول پسر و دومی دختر باشد . پسر حالت تحكم و رهبری دارد. دنبال اعمال سلطه و حاكمیت است . اما دختر حالت مادرانه می یابد. از سویی تصور می كند كه هم طراز برادر بزرگش است . احساس كوچك بودن ندارد . اما از آنجا كه مادر هم از او توقعاتی دارد ، لذا احساس مادر بودن دارد.
دختر – دختردو پسر در خانواده مرفه
تربیت و شخصیت دو پسر بستگی به فرهنگ حاكم بر خانواده داردكه به كدام سو گرایش دارند . اگر فرهنگ خانواده كاملاً مادی باشد ، آن دو پسر هم به سوی مادیات گرایش می یابند . در عین حال چون پسر بزرگ بیشتر مورد توجه است و روی او اعتبار بیشتری باز شده است حالت اقتدار بیشتری دارد ، مسئولیت پذیر و كاری است و در انجام كارها ساعی است و از خود تنبلی نشان نمی دهد .
در حالی كه دومی تا حدودی تنبل است و از اقتدار كمتری برخوردار است . از سوی دیگر به دلیل وجود امكانات ، این بچه ها با هم درگیر نشده و كاری به كار هم ندارند .
دو پسر در خانواده فقیر و معمولی
پسر اول مدام نظارت پدر را بر خود احساس می كند . او دائم از سوی پدر و مادر تحت كنترل است . از این رو كوچكترین عمل او زیر ذره بین برده شده و مورد نقد و بررسی است . و با شدت با آن برخورد می شود . پسر اول معمولاً* احساس دوگانه ای در خود دارد . از یك سو مدام به او تذكر می دهند كه بزرگتر است ، باید گذشت كند ، رفتار بزرگترها را داشته باشد حتّی رفتارهای بچه گانه را انجام ندهد ، از سوی دیگر مدام در حال امر و نهی شدن است . در حالی كه در مقایسه با پسر دوم راحت تر و آزادتر است . معمولاً پسر بزرگتر رفتارهای پدر را تقلید كرده و همان روش را برسر برادر كوچك انتقال می دهد .
یك نكته هم در مورد فرزند بزرگ پسر آن است كه پس از ازدواج علاقه دارد ، در رابطه با همسر خود در برخی موارد حالت كودكانه یافته و همسر ش نقش مادری را هم ایفاء كند.
معمولاً پسر دوم بیشتر سركوفت می شود در نتیجه اراده ای ضعیف تر دارد ، پسر اول حالت حاكمیت و آمریت دارد . به این جهت روحیه رهبری در او قوی است ، به عكس در پسر دوم كه حالت رهبری كمتر و آرام تر است .
اگر پدر و مادر به بچه اول بیشتر از بچه دوم توجه كنند ، دومی آرام و خمود می شود ، حتی ممكن است احساس افسردگی داشته باشد. زیرا تصور می كند وجود او اهمیت چندانی در خانه ندارد و كسی به او اعتنا و توجهی ندارد ،*لذا تمایل به گوشه نشینی و انزوا می یابد .
حال به عكس اگر در خانواده توجه كمتر به پسر بزرگتر باشد . پسر دوم شرور ، تهاجمی و بی تربیت می شود ، زیرا پدر و مادر به دلیل توجه بیش از حد به او ، او را لوس و بی مسئولیت بار می آورند . این فرد در زندگی عملی خود هم فاقد پشتكار و انضباط است و پس از ازدواج این موضوع را به خانواده خود نیز تسری خواهد داد .
دختر – پسر
اگر فرزند اول دختر و فرزند دوم پسر باشد . حالت حاكم بر روابط خواهر و برادر بر محور لجبازی است ، چون معمولاً پسرها مورد توجه زیاد والدین هستند ( در مقایسه با دخترها) از سوی دیگر دختر بزرگ ناچار است كارهای خانه را هم انجام دهد ، اما توجه و پاداش ها به طرف پسر كوچك تر منتقل می شود . این مسأله هم سبب برخورد رقابت آمیز برادر و خواهر و توسعه لج بازی میان آنها می شود . این رابطه به صورت مداوم تكرار شده و ادامه می یابد . در این وضع هر دو در صدد اعمال سلطه هستند ،* لچ بازی سبب می شود ، آنها حالت یكدندگی یافته و در همه خواستهای خویش بدون توجه به دیگری پافشاری كنند .
پسر – دختر
در صورتیكه در میان خانواده دو فرزندی ، فرزند اول پسر و دومی دختر باشد . پسر حالت تحكم و رهبری دارد. دنبال اعمال سلطه و حاكمیت است . اما دختر حالت مادرانه می یابد. از سویی تصور می كند كه هم طراز برادر بزرگش است . احساس كوچك بودن ندارد . اما از آنجا كه مادر هم از او توقعاتی دارد ، لذا احساس مادر بودن دارد.
اگر در خانواده دو فرزند. هر دو دختر باشند ، در نتیجه نوعی رقابت میان دو فرزند آغاز و توسعه می یابد . زیرا هر دو آنها می كوشند حالت مادرانه داشته باشند . اما به هر حال معمولاً در خانواده ایرانی بچه اول بیشتر حالت مادرانه می یابد و حالت دومی در این مورد عقب تر و كمتر است .
در خانواده های مرفه تفاوت میان دو دختر زیاد نمی باشد . دختر دوم از لحاظ عاطفی به پدر و مادر وابستگی بیشتر دارد . لذا احساس عدم امنیت بیشتری دارد . دختر اول فكر می كند به اندازه دختر كوچك به او توجه نمی كنند . لذا ممكن است ساكت و گوشه گیر شود ، اما به هر حال در كار یكدیگر مداخله نمی كنند .
در خانواده معمولی دختر اول سعی دارد پا جای پای مادر بگذارد ، از این رومی كوشد بر دختر دوم اعمال سلطه كرده و به او دستور داده و تحكم نماید . دختر دوم از اراده ضعیف تری برخوردار است و اعتماد به نفس زیادی ندارد.
بازدید : 88 مرتبه
تاريخ : 26 بهمن 1390
دکتر سی جورج بوئر
مترجم : میثم زارع
افسانه ؛ ادبیات؛ هنر؛ و مذهب بطور مستمر توسط یونگ و فروید مورد بررسی قرار گرفته است. البته اغلب نظریه پردازان شخصیت در این زمینه مطالبی نوشته اند. که در میان آنها مطالب اتو رانک بسیار پراهمیت است.
قهرمان
یکی از کارهای اولیه او افسانه تولد قهرمان بود، که برخی افسانه های تولد؛ مثل شاه های بابلی ، گیلگمیش و سارگون،قهرمان هندی کارنا، شاه ایرانی کورش، قهرمان سلتی تریشتان، قهرمان های آلمانی زیگفرید و لوهنگرین ، و حتی موسی ، بودا و مسیح را بررسی کرد.
او الگوهای تکراری را در آنها مشاهده کرد، بدین ترتیب که: همیشه یک شاه و ملکه یا خدا و الهه یا زوج های سطح بالایی وجود دارد، چیزی تولد قهرمان را مشکل یا غیر ممکن می سازد؛ خوابی یا پیشگویی در رابطه با تولد او وجود دارد، و همیشه به پدر هشدار داده می شود که خطری در راه است؛ و نوزاد بر روی آب روان در جعبه ، سبد ، یا قایقی کوچک رها می شود تا بمیرد، و او توسط حیوانات و یا مردم فقیر نجات پیدا می کند و بزرگ می شود،خانواده اش را میابد و از پدرش انتقام می گیرد ، و در نهایت به جایگاهی که درخور اوست دست میابد.
رانک افسانه ها را نسبتا قابل درک می دانست: هنگام کودکی ما والدین مان را پرستش می کنیم. اما وقتی که بزرگتر می شویم ، و همچنان مستقل تر ، آنگاه متوجه می شویم که آنها آن چیزی نبوده اند که بنظر می رسیده اند.افسانه انعکاس آرزوی همه ماست که تمایل داریم به روزهای خوب کودکی برگردیم ، همان موقعی که فکر می کردیم والدین مان بی عیب و نقص اند و به ما توجه لازم را دارند.جعبه یا سبد نمادی از رحم ، و آب روان تولد ماست.” افراد فقیر” نماد ضعف و بی کفایتی والدین است. شاه و ملکه سمبل آنچیزی است که باید باشند. و انتقام نماد خشم ما بخاطر بدرفتاری آنها با ماست.
نکته جالب توجه این است که رانک در این تصویر نه اشاره ای به جنسیت دارد ونه ناهشیار جمعی .و بطور ساده افسانه ها تجلی تجارب معمول دوران کودکی در فرهنگ های مختلف اند.اگرچه تفسیر او ناکامل است اما سادگی آن جالب است.
هنرمند
رانک به مبحث پیچیده خلاقیت هنرمند نیز نگاهی انداخته.در این مورد رانک بیان داشته که هنرمند کشش بسیار شدیدی دارد که اراده اش را متجلی کند. و بر خلاف اغلب ما ، احساس اجبار می کند تا واقعیت را درون ذهنش بازسازی کند.یک هنرمند واقعی نیاز به آزاداندیشی دارد، تا بتواند اراده شخصی اش را از اراده جمعی فرهنگ اش و مذهب اش شناسایی کند.هنر خوب تلفیقی از روحانیت و مادیت است، کلیت و خاصیت، یا فردیت و جمعیت.
این تلفیق به راحتی امکان پذیر نیست. و با اراده آغاز می شود، واژه رانک برای ایگو، البته ایگویی سرشار از نیرو.همه ما با اراده ای بدنیا میاییم تا از قدرت ها رها شویم و خودمان شویم.در کودکی ما اراده مان را برای فائق آمدن به مشکلات مان به دور از والدین مان بکار می بریم. و بعدها ما با دیگر مراجع قدرت می جنگیم،مثل قدرت های درونی سائق های جنسی مان.و چگونگی تلاش ما برای استقلال تیپ شخصیتی که ما هستیم را می سازد.که رانک سه تیپ اصلی را شرح می دهد:
اول تیپ سازشی. این افراد می آموزند که ” اراده” چیزی است که آنها مجبورند به آن عمل کنند. دستورات را اجرا کنند،و مسائل اخلاقی جامعه را رعایت کنند و مخصوصا در رابطه با تکانه های جنسی شان.فردی منفعل ، مخلوقی محدود شده که رانک براین عقیده بود که این یک شخص عادی است.
دوم، تیپ عصبی. این افراد از شخص عادی قوی ترند ، اما در کل درگیر مبارزه علیه قدرتهای درونی و بیرونی اند. آنها حتی با اراده خوشان هم مبارزه می کنند، که بنابراین چیزی برای نائل شدن به آزادی باقی نمی ماند. در عوض آنها بخاطر “پر ارادگی ” شان دچار احساس گناه و نگرانی هستند. در ضمن آنها سطوح بالاتری از رشد اخلاقی در مقایسه با تیپ سازشی دارند.
سوم ، تیپ سازنده است، که رانک به هنرمند ، نابغه ، و تیپ خلاق ، تیپ خود_ آگاه ، وبطور ساده انسان بودن اشاره می کند. که بجای جنگیدن با خودشان ، خودشان را می پذیرند و تصدیق می کنند، ایده آلی خلق می کنند تا اعمالشان بطور مثبت بر اراده متمرکز شوند.هنرمند خودش را خلق می کند ، و دنیایی هرچه زیباتر را شکل می دهد.
مرگ و زندگی
مورد جالب دیگری که رانک در مورد آن سخن گفت جدال میان مرگ و زندگی است.او بر این باور بود که ما “غریزه زندگی” داریم که ما را به سمت فردیت ، استقلال و شایستگی هل می دهد، و ” غریزه زندگی ” که ما را به سمت جزیی از خانواده ، اجتماع ، یا انسان ها بودن هل می دهد. ما همچنین احساسی مبنی بر ترس از این دو داریم. ” ترس از زندگی” که ترس از جدایی ، تنهایی، و بیگانگی می باشد؛ ” ترس از مرگ ” که ترس از گمگشتگی در کلیت، رکود ، و هیچ کس شدن می باشد.
زندگی ما پر از تنهایی است، که با تولد آغاز میابد.در واقع اولین کار رانک معطوف به “ضربه تولد ” بود، با این فرض که اضطراب تجربه شده در طول تولد مدلی است برای اضطراب های تجربه شده در زمان های بعدی . پس از تولد از شیر گرفته می شویم، و نظم و مدرسه وکار و ضربه عشقی… در پیش داریم ، البته اجتناب از این جدایی ، اجتناب از زندگی و انتخاب مرگ است یعنی هیچ وقت متوجه نخواهید شد که چه استعدادی دارید، هیچ وقت خانواده و شهر کوچکتان را ترک نمی کنید، و و هیچ وقت رحم تان را ترک نخواهید کرد!
پس ما باید با ترس هایمان روبرو شویم، و در تلاش برای رشد کامل باشیم،هم مرگ و هم زندگی را در آغوش بگیریم، فردیت مان را حفظ کنیم و روابطمان با دیگران را تقویت کنیم.
رانک هیچ گاه مانند فروید و یونگ “مکتب” روانشناسی را پایه گذاری نکرد، اما تاثیر آن را در هر کجایی می توان دید.او تاثیر معناداری بر روی کارل راجرز ،و نفوذ زیادی بر قدیمی ترانی چون آدلر ، فروم ، و هورنای برجای نهاد،و همچنین اگزیستانسیالیست هایی چون رولو می از آن تاثیر پذیرفتند.دیگران نیز از عقاید او الهام گرفتند که می توان تکه هایی از افکارش را در نظریه واکنشی ، انگیزه رقابت، و نظریه مدیریتی ترور مشاهده کرد.
يك فراكاو
مترجم : میثم زارع
افسانه ؛ ادبیات؛ هنر؛ و مذهب بطور مستمر توسط یونگ و فروید مورد بررسی قرار گرفته است. البته اغلب نظریه پردازان شخصیت در این زمینه مطالبی نوشته اند. که در میان آنها مطالب اتو رانک بسیار پراهمیت است.
قهرمان
یکی از کارهای اولیه او افسانه تولد قهرمان بود، که برخی افسانه های تولد؛ مثل شاه های بابلی ، گیلگمیش و سارگون،قهرمان هندی کارنا، شاه ایرانی کورش، قهرمان سلتی تریشتان، قهرمان های آلمانی زیگفرید و لوهنگرین ، و حتی موسی ، بودا و مسیح را بررسی کرد.
او الگوهای تکراری را در آنها مشاهده کرد، بدین ترتیب که: همیشه یک شاه و ملکه یا خدا و الهه یا زوج های سطح بالایی وجود دارد، چیزی تولد قهرمان را مشکل یا غیر ممکن می سازد؛ خوابی یا پیشگویی در رابطه با تولد او وجود دارد، و همیشه به پدر هشدار داده می شود که خطری در راه است؛ و نوزاد بر روی آب روان در جعبه ، سبد ، یا قایقی کوچک رها می شود تا بمیرد، و او توسط حیوانات و یا مردم فقیر نجات پیدا می کند و بزرگ می شود،خانواده اش را میابد و از پدرش انتقام می گیرد ، و در نهایت به جایگاهی که درخور اوست دست میابد.
رانک افسانه ها را نسبتا قابل درک می دانست: هنگام کودکی ما والدین مان را پرستش می کنیم. اما وقتی که بزرگتر می شویم ، و همچنان مستقل تر ، آنگاه متوجه می شویم که آنها آن چیزی نبوده اند که بنظر می رسیده اند.افسانه انعکاس آرزوی همه ماست که تمایل داریم به روزهای خوب کودکی برگردیم ، همان موقعی که فکر می کردیم والدین مان بی عیب و نقص اند و به ما توجه لازم را دارند.جعبه یا سبد نمادی از رحم ، و آب روان تولد ماست.” افراد فقیر” نماد ضعف و بی کفایتی والدین است. شاه و ملکه سمبل آنچیزی است که باید باشند. و انتقام نماد خشم ما بخاطر بدرفتاری آنها با ماست.
نکته جالب توجه این است که رانک در این تصویر نه اشاره ای به جنسیت دارد ونه ناهشیار جمعی .و بطور ساده افسانه ها تجلی تجارب معمول دوران کودکی در فرهنگ های مختلف اند.اگرچه تفسیر او ناکامل است اما سادگی آن جالب است.
هنرمند
رانک به مبحث پیچیده خلاقیت هنرمند نیز نگاهی انداخته.در این مورد رانک بیان داشته که هنرمند کشش بسیار شدیدی دارد که اراده اش را متجلی کند. و بر خلاف اغلب ما ، احساس اجبار می کند تا واقعیت را درون ذهنش بازسازی کند.یک هنرمند واقعی نیاز به آزاداندیشی دارد، تا بتواند اراده شخصی اش را از اراده جمعی فرهنگ اش و مذهب اش شناسایی کند.هنر خوب تلفیقی از روحانیت و مادیت است، کلیت و خاصیت، یا فردیت و جمعیت.
این تلفیق به راحتی امکان پذیر نیست. و با اراده آغاز می شود، واژه رانک برای ایگو، البته ایگویی سرشار از نیرو.همه ما با اراده ای بدنیا میاییم تا از قدرت ها رها شویم و خودمان شویم.در کودکی ما اراده مان را برای فائق آمدن به مشکلات مان به دور از والدین مان بکار می بریم. و بعدها ما با دیگر مراجع قدرت می جنگیم،مثل قدرت های درونی سائق های جنسی مان.و چگونگی تلاش ما برای استقلال تیپ شخصیتی که ما هستیم را می سازد.که رانک سه تیپ اصلی را شرح می دهد:
اول تیپ سازشی. این افراد می آموزند که ” اراده” چیزی است که آنها مجبورند به آن عمل کنند. دستورات را اجرا کنند،و مسائل اخلاقی جامعه را رعایت کنند و مخصوصا در رابطه با تکانه های جنسی شان.فردی منفعل ، مخلوقی محدود شده که رانک براین عقیده بود که این یک شخص عادی است.
دوم، تیپ عصبی. این افراد از شخص عادی قوی ترند ، اما در کل درگیر مبارزه علیه قدرتهای درونی و بیرونی اند. آنها حتی با اراده خوشان هم مبارزه می کنند، که بنابراین چیزی برای نائل شدن به آزادی باقی نمی ماند. در عوض آنها بخاطر “پر ارادگی ” شان دچار احساس گناه و نگرانی هستند. در ضمن آنها سطوح بالاتری از رشد اخلاقی در مقایسه با تیپ سازشی دارند.
سوم ، تیپ سازنده است، که رانک به هنرمند ، نابغه ، و تیپ خلاق ، تیپ خود_ آگاه ، وبطور ساده انسان بودن اشاره می کند. که بجای جنگیدن با خودشان ، خودشان را می پذیرند و تصدیق می کنند، ایده آلی خلق می کنند تا اعمالشان بطور مثبت بر اراده متمرکز شوند.هنرمند خودش را خلق می کند ، و دنیایی هرچه زیباتر را شکل می دهد.
مرگ و زندگی
مورد جالب دیگری که رانک در مورد آن سخن گفت جدال میان مرگ و زندگی است.او بر این باور بود که ما “غریزه زندگی” داریم که ما را به سمت فردیت ، استقلال و شایستگی هل می دهد، و ” غریزه زندگی ” که ما را به سمت جزیی از خانواده ، اجتماع ، یا انسان ها بودن هل می دهد. ما همچنین احساسی مبنی بر ترس از این دو داریم. ” ترس از زندگی” که ترس از جدایی ، تنهایی، و بیگانگی می باشد؛ ” ترس از مرگ ” که ترس از گمگشتگی در کلیت، رکود ، و هیچ کس شدن می باشد.
زندگی ما پر از تنهایی است، که با تولد آغاز میابد.در واقع اولین کار رانک معطوف به “ضربه تولد ” بود، با این فرض که اضطراب تجربه شده در طول تولد مدلی است برای اضطراب های تجربه شده در زمان های بعدی . پس از تولد از شیر گرفته می شویم، و نظم و مدرسه وکار و ضربه عشقی… در پیش داریم ، البته اجتناب از این جدایی ، اجتناب از زندگی و انتخاب مرگ است یعنی هیچ وقت متوجه نخواهید شد که چه استعدادی دارید، هیچ وقت خانواده و شهر کوچکتان را ترک نمی کنید، و و هیچ وقت رحم تان را ترک نخواهید کرد!
پس ما باید با ترس هایمان روبرو شویم، و در تلاش برای رشد کامل باشیم،هم مرگ و هم زندگی را در آغوش بگیریم، فردیت مان را حفظ کنیم و روابطمان با دیگران را تقویت کنیم.
رانک هیچ گاه مانند فروید و یونگ “مکتب” روانشناسی را پایه گذاری نکرد، اما تاثیر آن را در هر کجایی می توان دید.او تاثیر معناداری بر روی کارل راجرز ،و نفوذ زیادی بر قدیمی ترانی چون آدلر ، فروم ، و هورنای برجای نهاد،و همچنین اگزیستانسیالیست هایی چون رولو می از آن تاثیر پذیرفتند.دیگران نیز از عقاید او الهام گرفتند که می توان تکه هایی از افکارش را در نظریه واکنشی ، انگیزه رقابت، و نظریه مدیریتی ترور مشاهده کرد.
يك فراكاو
بازدید : 68 مرتبه
تاريخ : 30 بهمن 1390
چندی پیش فیلم خون بس(محصول سال 1369) ساخته آقای ناصر غلامرضایی را می دیدم.(این فیلم را حتما ببینید)فیلمی که نگاهی به برخی رسم و رسومات در قومیت هایی ایرانی دارد.رسوماتی که در دنیای مدرن انسان محور کنونی منسوخ شده به حساب می آیند.مانند ازدواج اجباری و سنتی و تحمیل این نوع ازدواج به دختران در این قومیت ها (آذری ها،لر ها ، کردهآ،بلوچ ها،و...)البته این فیلم رسم خون بس را در لرستان مورد نقد قرار داده!و خیلی از رسومات سنتی دیگر
بیشتر اینگونه رسومات مرد محور بوده و در دیدگاه کلی زنان را به عنوان جنس دوم تلقی کرده و دیدگاهی کالا گونه به زنان دارد که معمولا این جنس هیچ اراده و اختیاری از خود ندارد.و باید دربست در خدمت اراده ای باشد که برایش تصمیم می گیرد.
من حدس می زنم که تعدادی از این رسومات الان تعدیل شده اند و نگاه به شخصیت زن در قومیت های ایرانی تا حدی به فرهنگ انسان محور امروزی نزدیک شده اما هنوز هم تعدادی از این رسومات وجود دارد
دیدگاه شما که وابسته به قومیت های ایرانی هستید چیست؟آیا این رسومات در منطقه جغرافیایی شما و ققومیتی که متعلق به آن هستید هنوز هم وجود دارد؟آیا این رسومات را تایید می کنید؟ golgol
بیشتر اینگونه رسومات مرد محور بوده و در دیدگاه کلی زنان را به عنوان جنس دوم تلقی کرده و دیدگاهی کالا گونه به زنان دارد که معمولا این جنس هیچ اراده و اختیاری از خود ندارد.و باید دربست در خدمت اراده ای باشد که برایش تصمیم می گیرد.
من حدس می زنم که تعدادی از این رسومات الان تعدیل شده اند و نگاه به شخصیت زن در قومیت های ایرانی تا حدی به فرهنگ انسان محور امروزی نزدیک شده اما هنوز هم تعدادی از این رسومات وجود دارد
دیدگاه شما که وابسته به قومیت های ایرانی هستید چیست؟آیا این رسومات در منطقه جغرافیایی شما و ققومیتی که متعلق به آن هستید هنوز هم وجود دارد؟آیا این رسومات را تایید می کنید؟ golgol
بازدید : 63 مرتبه
تاريخ : 3 اسفند 1390
[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]
بازدید : 64 مرتبه
تاريخ : 3 اسفند 1390
طمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم . بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می کِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می کنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند .
روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها .
اسپنسر می نویسد: “اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد”.
پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .
روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها .
اسپنسر می نویسد: “اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد”.
پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .
بازدید : 88 مرتبه
تاريخ : 4 اسفند 1390
از این افراد فاصله بگیرید/مراقب شخصیت درونیتان باشید
به گزارش برنا، شاید افرادی را در اطراف خود دیده باشید که از هر دری و سخنی بیمهابا سخن میگویند و یا خود دچار این مشکل شده باشید که به اصطلاح نخود در دهانتان خیس نمیشود و فوری اطلاعاتی که دارید را به اولین نفر که میرسید منتقل میکنید.نسترن حسنلی،کارشناس ارشد روانشناسی در این باره به خبرنگار برنا گفت:دهن لقی مربوط به افرادی است که خیلی مسایل را جدی نمیگیرند و خودشان هم جدی نیستند. وقتی با آنها صحبت میکنید چون خودشان نسبت به مساله مورد نظر متعهد نیستند، احساس شما را خوب درک نمیکنند. اگر شما صحبتی با آنها داشته باشید،همان صحبت را همانطور به دیگران منتقل میکنند و احساسی در مورد اینکه این مطلب در چه شرایط و موقعیتی برای آنها زده شده است،ندارند.این افراد ضرورتها و شرایط را احساس نمیکنند و به آنها واقف نیستند و اهمیت هم نمیدهند،متعهد نسبت به گفتارها و رفتارها و قضایایی که پیش می آید، نیستند و حتی در برخی موارد این افراد برای خودشان هم دهن لق هستند.علت اصلی که این خصوصیت در افراد وجود دارد به طیف شخصیتی آنها برمی گردد. تمام این ویژگیها به دوران کودکی و تربیت خانواده و شرایط اجتماعی ارتباط دارد. این افراد در خانواده اینطور تربیت شدند و یا در میان دوستان و آشنایان اینطور رفتار کردهاند.افرادی که برای همه چیز و همه شرایط صحبت میکنند ونمی توانند محدودهها را رعایت کنند و خطوط قرمزی را که در گفتار و یا رفتار باید رعایت شود، یاد نگرفتهاند.اینگونه افراد ممکن است چند بار به طور سهوی و نه بر اساس شخصیت خود، این رفتار را تکرار کنند ولی به مرور زمان این رفتار تقویت شده است.هر رفتار بد یا خوب انسان اگر مورد تشویق اطرافیان قرار بگیرد، جزئی از شخصیت فرد شده و در رفتار او پر رنگ شده و امکان تکرار رفتار بالا میرود.این افراد یا نسبت به این رفتار تربیت شدهاند و یا در زندگی این رفتارشان مورد تقویت اطرافیان قرار گرفته است.یکی از شیوههای تربیتی بد همین سوال کردنهاست که تجسس در عالم دیگری و دهن لقی را ایجاد میکند. خانوادهها برای کسب اطلاعات، از پیامدهای تربیتی که بکار می برند، اطلاعی نداشته و این مشکل را ایجاد میکنند.این رفتار باعث بی اعتمادی افراد دیگر نسبت به او میشود و دیگران از دایره حوزه شخصیتی او فاصله میگیرند.بدترین مساله برای فرد دوری و فاصله از آدمهای خوب و نزدیکی به افرادی است که خوب نیستند.برای جلوگیری از رواج این خصوصیت در جامعه باید سعی کنیم برای شخص دهن لق الگو باشیم و از ارائه اطلاعات توسط او ممانعت کنیم تا بتوانیم به طور غیر مستقیم از دهن لقی او جلوگیری کنیم.
مطالب پر بازدید
آخرین مطالب
به زودی در وبلاگ
|
|




































